X
تبلیغات
عشق 10 ساله

۱۰۲ - ۱۲۱۸ - ۴۹۳۴

 چهلمین ماهگرد زندگی مشترک :چل شدم ٬ چل بودم ٬ چلتر و چلتر شدم ! امروز چلچری منه :) عزیزم چهلمین ماهگرد زندگی مشترکمون رو تبریک میگم ٬ البته اول به خودم که تونستم بهترین همسر دنیا رو با خودم همراه کنم ٬ یه خانم به تمام معنا ٬ یه همسر مهربون ٬ با معرفت ٬ خوش قلب و ...... . از اولین روز آشنایی تا امروز که ۴۹۳۴ روز گذشته ٬ روز به روز بیشتر از قبل دوست دارم و مخصوصا" از ازدواجمون که ۱۲۱۸ روز گذشته این احسال چندین برابر شده :)

وجود تو به من آرامش میده و حتی حالا هم که ۱۰۲ روز  از سفرت گذشته ٬ وجودت رو همه جا احساس میکنم :) عشق تمام مرزها رو میشکنه ٬ نه کیلومترها رو میشناسه و نه روزها رو ...

این آرامش برای من آرامشه پایداره و این عشق برای من مقدسه :)

با تمام وجود دوستت دارم - امضا : عاشق چل تو ٬ امیر

                                                  ۲۲/۰۴/۱۳۹۱       //n\/    

پ ن : امروز سومین جلسه دوره جدید کلاس زبان انگلسی بود ٬ سن استادمون ۱۰ سالی از من کمتره  ولی استاد خوبی ی ٬ فعلا تو کلاس ۵ نفریم و اینم خوبه ولی گرمای ساعت ۳ دیوانه کنندست امروز ۸ روز از ارسال مدارک گذشته و بالاخره این هفت خان رستم  گذشت و ما در هفت خان دوم امیر هستیم :) وای که چقدر چیزها گرون شده من امروز ۶ برگ کالباس دمس خریدم ۴۵۰۰ تومان ( کیلویی ۱۷۵۰۰ تومان ) "  چه ربطی داشت ! " حالا که گفتم بگم که ۲ تا سیب سبزم خریدم ۳۰۰۰ تومان  دیگه پس انداز یخ بابا یخ ! حالا خوبه  مریم و فرستادم  خونه باباش ٬ خودمم که نهار مهمون بابام هستم وگرنه .... عزیزم چشم انتظار دیدار تو و دلارهای خوشگلتم

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391ساعت 23:20 توسط مریم و امیر |

آخ که چقدر کم دارمت 

بالاخره سه شنبه اون نامه ای که منتظرش بودم رسید..با عجله رفتم خونه و نامه رو گذاشتم روی بقیه مدارک و همه را با پست اکپرس فرستادم.. امروز صبح هم رسید به سفارت کانادا در میسیساگا! خدا کنه که مدارک صحیح و کامل باشه و در کمترین زمانی که میتونه درست شه.. خوب حالا من موندم و انتظار! من موندم و روزهای بدون تو! امروز سر کلاس حرف از خوشبختی بود! خوشبختی یعنی سلامتی ، یعنی عشق و خوش بین بودن به زندگی.. آدم های خوشبخت به چیزاهایی که دارند راضی هستند و توقع چیزهای دیگه ای رو ندارند.. من فقط خوشبختی رو در کنار تو بودن میبینم... این تنها چیزیه که میخواممممم.. دلم میخواد الان اونجا بودم.  من و تو یه دقیقه هم تو خونه بند نمیشدیم همش بیرون بودیم مشغول جشن گرفتن و گشتن و خرید و سینما و ..... الان تو ذهنم مثل رویا شده اون روزاااا.. چرا به نظرم خیلی دور میان؟ یاد اون روز افتادم مامانت اینا تهران بودند من و تو رفتیم تو جیاط آتیش روشن کردیم و گوشت چنجه کباب کردیم و سیب زمینی بین آتش گذاشتیم و شب هم اونجا خوابیدیم! یا اون روز که رفتیم دوتایی باغ غدیر تو اون آلاچیق ها ناهار خوردیم و بعد از اون رفتیم پیاده روی و بعد هم رفتیم خرید. همین چیزا یعنی خوشبختی! خوشبختی فقط یه احساس تو قلب آدمه! من در هر لحظه کنار تو بودن و با تو حرف زدن این حس رو دارم! 

این حس قشنگو مدیون تو هستم ، تو با منی و من از عشق تو مستم

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم تیر 1391ساعت 7:50 توسط مریم و امیر |

باز هم دوری و انتظار

امروز خیلی دلم گرفته بود.. صبح از خواب بیدار شدم با همون لباس خونه و یه سوئیشرت زدم از خونه بیرون و یه ساعت زیر بارون راه رفتم و هزار بار از خودم پرسیدم من چرا اینجام؟ کنار دریا رفتم و به دور دست ها نگاه کردم و با فکر کردن به این همه فاصله بینمون اشک ریختم.  دلم خیلی برات تنگ شده...3 ماه گذشت! اما هنوز ... اگه نشه تو این هفته مدارکو بفرستم دق میکنم. دعا کنید نامه ای که قراره برسه 3 شنبه برسه. من طاقتم داره تموم میشه.

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر 1391ساعت 9:35 توسط مریم و امیر |

JavaScript Free Code
 
Daisypath Anniversary Years Ticker Daisypath Anniversary Years Ticker